معنی خوبطلعت
5 بازدید
[ طَ عَ ] (ص مرکب) خوش صورت. خوب صورت. خوبرخ. خوش منظر. خوش قیافه. نیکوروی. خوبروی. خوب چهره. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خوبطلعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر