معنی خوبسیرت
6 بازدید
[ رَ ] (ص مرکب) پاک نهاد. (یادداشت بخط مؤلف): شه خوب صورت شه خوب سیرت شه خوب منظر شه خوب مخبر.فرخی. دو کس چَهْ کنند از پی خاص و عام یکی خوب سیرت یکی زشت نام. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «خوبسیرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر