معنی خوبرخسار
6 بازدید
[ رُ ] (ص مرکب) آنکه دارای روی زیبا باشد. خوش سیما. (ناظم الاطباء). خوب رخ : شکفته لالهٔ نعمان بسان خوب رخساران. منوچهری.
کلمات همقافیه با «خوبرخسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر