معنی خواهشگری

معنی خواهشگری

5 بازدید
[ خوا / خا هِ گَ ] (حامص مرکب) شفاعت. ذرع. توسط. (ناظم الاطباء) (یادداشت بخط مؤلف): که خواهشگری کن بنزیک شاه ز کردار ما تا ببخشد گناه.فردوسی. دلیران ایران بماتم شدند پر از غم بدرگاه رستم شدند.فردوسی. بپوزش که این ایزدی کار بود که را بود آهنگ جنگ فرود تو خواهشگری کن بنزدیک شاه مگر سر بپیچد ز کین سپاه.فردوسی. تو خواهشگری کن مرا زو بخواه همه راستی جوی و بنمای راه.فردوسی. چو چاره نبد شهری و لشکری گرفتند زنهار و خواهشگری.اسدی. زمین را ببوسم بخواهشگری مگر دور گردد شه از داوری.نظامی. شه شهر با شهرگان دیار بخواهشگری شد بر شهریار.نظامی. || تمنی. التماس. تقاضا. درخواست از نهایت عجز و لابه : من آیم به پیشت بخواهشگری نمایم فراوان ترا کهتری.فردوسی. همی گشت گردش بروز و بشب بخواهشگری تیز بگشاده لب.فردوسی. به پیش نیا شد بخواهشگری وز او خواست دستوری و یاوری.فردوسی. بخواهشگری زو درآویخت پیر کز ایدر مرو امشب آرام گیر.اسدی. پلنگ از نهیب سنانت بخواهد بخواهشگری بال و پر از کبوتر.ازرقی. خواهشگریی بدست بوسی میکرد زبهر آن عروسی.نظامی. چو دارا شنید این دم دلنواز بخواهشگری دیده را کرد باز.نظامی. || دعا. (یادداشت بخط مؤلف): بخواهشگری تیز بشتافتم کنون آنچه جستم همه یافتم.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «خواهشگری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید