معنی خواهرمرده
6 بازدید
[ خوا / خا هَ مُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) آنکه خواهر او مرده است. || ناسزاگونه ای است که بشخص دهند. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خواهرمرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر