معنی خواهرزاده
6 بازدید
[ خوا / خا هَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) فرزند خواهر. (ناظم الاطباء). || جمعی از علما را به این عنوان یاد می کنند چونکه همشیره زادهٔ عالم بوده اند. (از انساب سمعانی).[ خوا / خا هَ دَ / دِ ] (اِخ) امام ابوبکر محمد متوفی ۴۸۳ هـ . ق. او راست: «ادب القاضی خصاف» و «مبسوط البکری». رجوع به محمد ابوبکر شود.
کلمات همقافیه با «خواهرزاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر