معنی خوار ماندن
9 بازدید
[ خوا / خا دَ ] (مص مرکب) بی قدر ماندن. بی ارزش ماندن. ناچیز ماندن. (یادداشت بخط مؤلف): هستم من آن بلند که گشتم ز چرخ پست هستم من آن عزیز که ماندم ز دهر خوار. سنائی.
کلمات همقافیه با «خوار ماندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر