معنی خوارزمشاهی
6 بازدید
[ خوا / خا رَ ] (حامص) سمت خوارزمشاه. شغل منتسب به خوارزمشاه: و فرزندی از آن خداوند به خوارزمشاهی برود. (تاریخ بیهقی). || (ص نسبی) منسوب به خوارزمشاه : آفاق زیر خاتم خوارزمشاهی است مانا ز تخت یافت نگین پیمبری.خاقانی.[ خوا / خا رَ ] (اِخ) از طبیبان بود و او راست: زبدةالطب. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خوارزمشاهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر