معنی خواب گذاشتن
10 بازدید
[ خوا / خا گُ تَ ] (مص مرکب) حکایت رؤیای خود را کردن. خواب گذاردن. (یادداشت مؤلف). || تعبیر کردن خواب. خواب گذاردن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خواب گذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر