معنی خواب ربودن
6 بازدید
[ خوا / خا رُ دَ ] (مص مرکب) خواب بردن. بخواب شدن : چون ظن افتاد که اهل خانه را خواب ربود مقدم دزدان هفت بار بگفت شولم شولم. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «خواب ربودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر