معنی خنیور
7 بازدید
[ خَ / خُ وَ ] (اِخ) پل صراط. (ناظم الاطباء) (برهان قاطع) (آنندراج): ترا هست محشر رسول حجاز دهنده ز پول خنیور جواز.عنصری. همیدون بپول خنیور گذار.اسدی. مصحف چینود. رجوع بدان کلمه شود. || (اِ) مزارع. زراعت کننده. || روز رستاخیز. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خنیور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر