معنی خنیده کردن
7 بازدید
[ خَ دَ / دِ کَ دَ ] (مص مرکب) مشهور کردن. معروف کردن. نامدار کردن. عالمگیر کردن. (یادداشت بخط مؤلف): یکی مردواری خرامد به پیش خنیده کند در جهان نام خویش.فردوسی.
کلمات همقافیه با «خنیده کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر