معنی خند و تند
6 بازدید
[ خَ دُ تَ ] (اِ مرکب، از اتباع) ترت مرت. زیر و زبر. تاخت و تاراج. پراکنده. پریشان. || بزیان آمده، نقصان رسیده. (برهان قاطع) (از ناظم الاطباء): از صرصر فنا همه گشتند تار و مار وز تندباد قهر اجل جمله خند و تند. شمس فخری.
کلمات همقافیه با «خند و تند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر