معنی خند

معنی خند

8 بازدید
[ خَ ] (اِمص) خندیدگی. (ناظم الاطباء). مخفف خنده. (یادداشت بخط مؤلف): غمزش از غمزه تیزپیکان تر خندش از خنده شکرافشان تر.نظامی. - پوزخند؛ مسخره. طعنه. خندهٔ به استهزاء و تحقیر. (یادداشت بخط مؤلف). - خوش خند؛ خوب خنده : خوش باش بدان دولت و خوش خند که کردی بازار شکر زآن لب خوشخند شکسته. سوزنی. - خیره خند؛ بدخنده. - ریشخند؛ فریب. - || طعنه. خنده برای استهزاء. (یادداشت بخط مؤلف): گریم به امید و دشمنانم بر گریه زنند ریشخندی.سعدی. - زهرخند؛ خندهٔ حاکی از غیظ و غضب. (یادداشت بخط مؤلف): بخندید و گفت اندر آن زهرخند که افسوس بر کار چرخ بلند.نظامی. - شکرخند؛ کنایه از لب است. - || خندهٔ شیرین خوبان. (یادداشت بخط مؤلف). - قهرخند؛ خنده از روی عصبانیت. - لب خند؛ تبسم. (یادداشت بخط مؤلف). - نوشخند؛ خندهٔ خوش. خندهٔ ملیح. خندهٔ بسیارشیرین از محبوب. (یادداشت بخط مؤلف). - نیشخند؛ خنده از روی طعنه. خندهٔ حاکی از ملامت. - هرزه خند؛ خندهٔ بی جهت. خندهٔ بدون دلیل. || (نف) خنده کننده. تبسم کننده. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «خند»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ند» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید