معنی خندستانی کردن
6 بازدید
[ خَ دِ کَ دَ ] (مص مرکب) مسخرگی کردن. تهَکُّم (مجمل اللغة) (تاج المصادر بیهقی). استهزاء. (زوزنی). هزء. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «خندستانی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر