معنی خندریلی
6 بازدید
[ خَ دَ ] (اِ) نوعی از کاسنی بری. (ناظم الاطباء). گیاهی است دشتی با برگی خاردار و دندانه دار و گلی زرد و طعمی تلخ مایل به گسی ببالای بدستی و کمتر و بیشتر. (یادداشت بخط مؤلف). به لغت نبطی اسم نباتی است شبیه بکاسنی بری و ساق و بیخ او باریکتر از آن و گلش زرد مایل به سرخی و بر شاخهای او صمغ متکون می شود مثل مصطکی و به قدر باقلا و بسیار چسبنده و قوهٔ او تا یکسال باقی است و صمغ آن تا هفت سال و نبات او بغایت مجفف. (از تحفهٔ حکیم مؤمن).
کلمات همقافیه با «خندریلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر