معنی خنداب
7 بازدید
[ خُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان دودانگهٔ بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین. با ۲۶۴ تن سکنه. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و میوهٔ باغ است. شغل اهالی زراعت و قالی و گلیم و جاجیم بافی و راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ خُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان سجاس رود بخش قیدار شهرستان زنجان. با ۶۳۶ تن سکنه. آب آن از قنات و رودخانهٔ سجاس رود و محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت و از صنایع دستی قالیچه بافی و گلیم بافی و راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ خُ ] (اِخ) دهی است از دهستان جلگه افشار بخش اسدآباد شهرستان همدان. با ۳۴۲ تن سکنه. آب آن از چشمه و رودخانهٔ محلی و محصول آن غلات و لبنیات و انگور و صیفی و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و از صنایع دستی زنان قالی بافی و راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ خُ ] (اِخ) قصبه ای است جزء دهستان شراء بالا بخش وفس شهرستان اراک. دارای ۲۸۶۴ تن سکنه. رودخانهٔ شراء آن را مشروب می کند و محصولات آن غلات و بنشن و کشمش و پنبه و قلمستان و انگور است. شغل اهالی زراعت و راه مالرو و از پل دوآب می توان اتومبیل برد. دوازده باب دکان در آن قصبه است و پل کوچکی روی رودخانهٔ شراء بسته شده که راه قدیم اراک به ملایر و همدان از این پل عبور می کرد فعلاً از طریق علی آباد و گردنهٔ بابارئیس بملایر اتومبیل می توان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «خنداب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر