معنی خنجر زدن
6 بازدید
[ خَ جَ زَ دَ ] (مص مرکب) با خنجر زخم زدن. خنجر به چیزی فروکردن. (یادداشت بخط مؤلف): دست و ساعد می کشد درویش را تا نپنداری که خنجر میزند.سعدی.
کلمات همقافیه با «خنجر زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر