معنی خم گشتن
6 بازدید
[ خَ گَ تَ ] (مص مرکب) خم شدن. منحنی شدن. کج شدن. || دولا شدن. دوتا شدن. رکوع کردن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خم گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر