معنی خمیر کنده
6 بازدید
[ خَ کَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان علی آباد بخش مرکزی شهرستان شاهی. دارای ۱۶۰تن سکنه، آب آن از رودخانهٔ سیاه رود و قنات و محصول آن برنج و غلات و کنجد و پنبه و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «خمیر کنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر