معنی خمیران
5 بازدید
[ خَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان چهارفریضهٔ بخش مرکزی شهرستان بندر انزلی با ۷۶۷ تن سکنه. آب آن از چاف رود و محصول آن برنج و توتون سیگار و ابریشم و صیفی کاری است. شغل اهالی زراعت و ذغال فروشی و راه مالرو است و با قایق نیز می توان بدانجا رفت و آمد کرد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ خَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شفت بخش مرکزی شهرستان فومن. دارای ۵۳۷ تن سکنه. محصول آن برنج و ابریشم و شغل اهالی زراعت و مکاری و ذغال فروشی و ده کوچک چوسر جزو خمیران منظور شده است. آب آن از رودخانهٔ سالک جو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ خَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کرون بخش نجف آباد شهرستان اصفهان. دارای ۱۲۶ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات و بادام و حبوبات و زردآلو و سیب زمینی است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان کرباس بافی و راه فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «خمیران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر