معنی خمگشته
7 بازدید
[ خَ گَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) خم شده. (ناظم الاطباء). دولاشده. دوتاشده. منحنی شده. (یادداشت بخط مؤلف): خم گشته ز بار آن عروسی.هاتفی. || گوژپشت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خمگشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر