معنی خمانیدنی
5 بازدید
[ خَ دَ ] (ص لیاقت) قابل خمانیدن. قابل خم کردن. (یادداشت بخط مؤلف). || قابل تقلید کردن و مسخره کردن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خمانیدنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر