معنی خلوتگزین
8 بازدید
[ خَ لْ وَ گُ ] (نف مرکب) خلوت نشین. منزوی. آنکه خلوت اختیار کند. (یادداشت بخط مؤلف). گوشه نشین. مجرد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خلوتگزین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر