معنی خلفه
[ خَ لِ فَ ] (ع ص) آبستن. آنرا دربارهٔ شتر بکار برند و جمع آن فحاض است از غیر لفظ آن و گاهی هم بر «خلفات» و «خلف» جمع بسته میشود. - خلفة جدود؛ خرماده. (منتهی الارب) (از تاج العروس).[ خُ فِ / فَ ] (اِ) خرفه. نوعی گیاه دارویی است. (یادداشت بخط مؤلف) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خلفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر