معنی خلفنة
[ خِ فَ نَ ] (ع ص، اِ) بسیارخلاف. مذکر و مؤنث و واحد و جمع در وی یکسانست. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). منه: فی خلقه خلفنه؛ در خلق او خلاف است. رجوع به خلفناة در این لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «خلفنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر