معنی خلاقت
8 بازدید
[ خَ قَ ] (ع اِمص) کهنگی. (غیاث اللغات) (یادداشت بخط مؤلف): گاله ای که هیچ خلقش ننگرید از خلاقت آن کریم آنرا خرید.مولوی. || تمرین. (یادداشت بخط مؤلف). || دروغ. (از حواشی اقبالنامهٔ وحید ص ۱۰۲): بر شاه اگر صورتم بد کند خلاقت نه بر من که بر خود کند.نظامی.
کلمات همقافیه با «خلاقت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قت» برای سرودن شعر