معنی خلافرای
6 بازدید
[ خِ / خَ ] (ص مرکب) آنکه رای موافق ندارد. ناسازگار. ناموافق. بیراه : می خواند سرود بیوفایان بر نوفل و آن خلاف رایان.نظامی.
کلمات همقافیه با «خلافرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر