معنی خلاعت
7 بازدید
[ خِ عَ ] (ع مص) از مرض غم خوردن. (غیاث اللغات). || (اِمص) گسستگی. || ناپارسائی. (یادداشت بخط مؤلف).[ خَ عَ ] (ع اِمص) ناسامانی. (ناظم الاطباء). رجوع به خلاعة در این لغت نامه شود. || (مص) از فرمان مادر و پدر بیرون آمدن. رجوع به خلاعة در این لغت نامه شود. || پریشان شدن. || فسق و فجور کردن. (از غیاث اللغات). || شور فراق داشتن. (یادداشت بخط مؤلف): گفت تاب فرقتم زین پس نماند صبر کی داند خلاعت را نشاند.مولوی.
کلمات همقافیه با «خلاعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر