معنی خلاصی
8 بازدید
[ خِ / خَ ] (حامص) آزادی. رستگاری. رهایی. نجات. (ناظم الاطباء): دل ز راحت نشان نخواهد داد غم خلاصی بجان نخواهد داد.خاقانی. گر از غم خلاصی طلب کردمی هم از نای نوشی سبب کردمی.خاقانی. || شفا. || رهایی از بند و زندان. || فرار. || فلاح. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خلاصی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صی» برای سرودن شعر