معنی خلاصه کردن
10 بازدید
[ خُ صَ / صِ کَ دَ ] (مص مرکب) مختصر کردن. نتیجهٔ بحث کلی را درآوردن. آنچه منظور از کلام طویلی است نشان دادن. حشو و زواید مطلبی را زدن. غرض کلامی را بیان کردن. کوتاه کردن. تخلیص. تلخیص. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خلاصه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر