معنی خلابة
7 بازدید
[ خِ بَ ] (ع مص) فریفتن بزبان. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد). مصدر دیگر آن «خلب» و «خلاب» است. رجوع به خلابت شود. || فریفتن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). رجوع به خلابت شود.[ خِ بَ ] (ع اِ) انبری که بدان جنین را می گیرند و بفرانسه فرسپس می گویند. || فریب. (ناظم الاطباء). خدعه. نیرنگ. حقه. (یادداشت بخط مؤلف).[ خَ لْ لا بَ ] (ع ص) زن فریبنده و مکاره و دروغگو. مؤنث خلاب. (از منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب).
کلمات همقافیه با «خلابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر