معنی خفه گشتن
7 بازدید
[ خَ فَ / فِ گَ تَ ] (مص مرکب) آزرده شدن و تنگدل شدن. (آنندراج): بر دست خاکیان خفه گشت آن فرشتهٔ خلق. خاقانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خفه گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر