معنی خفا

معنی خفا

6 بازدید
[ خَ ] (ع ص) نهفت . (یادداشت بخط مؤلف). پنهان. پوشیده. (ناظم الاطباء): خورشید منی من بچراغت طلبم زآنک من در شب هجران و تو در ابر خفایی. خاقانی. از نظرهای خفایش کم و کاست انجم و آن شمس نیز اندر خفاست.مولوی.
[ خِ ] (ق) بطور مخفیانه. (یادداشت بخط مؤلف). پنهانی. پوشیدگی. (ناظم الاطباء): آنچنان کآن زن در آن حجرهٔ خفا خشک شد او و حریفش ز ابتلا.مولوی. - در خفا؛ در پنهانی. در پوشیدگی. در نهانی : ور همی بینند این حیرت چراست تا که وحی آمد که آن اندر خفاست. مولوی (مثنوی). روح را در غیب خود اشکنجهاست لیک تا نجهی شکنجه در خفاست.مولوی.

کلمات هم‌قافیه با «خفا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید