معنی خظ
7 بازدید
[ خَ ظظ ] (ع مص) سست و فروهشته گردیدن تن. (منتهی الارب) (از تاج العروس). - فرس خظ بظ؛ اسب آگنده گوشت. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «خظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خظ» برای سرودن شعر