معنی خطیه
4 بازدید
[ خَ طی یَ ] (ع اِ) گناه. (منتهی الارب). خطیئه : حدیث حسب حال خویش گویم صواب آید ندانم یا خطیه.سوزنی. || گناه بقصد. ج، خطایا، خطائی، خطیات. || اندک از هر چیزی. (منتهی الارب). رجوع به خطیئة در این لغت نامه شود. - خطیهٔ آدم؛ گناه آدم. (یادداشت بخط مؤلف).[ خَ طْ طی یَ ] (ع ص نسبی) منسوب به خط بحرین و این کلمه صفت است برای رماح و رماح خطیه نیزه های مرغوبی است که در خط بحرین فروشند نه آنکه منبت آنها در آنجا باشد. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «خطیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر