معنی خط کشی کردن
7 بازدید
[ خَ کَ / کِ کَ دَ ] (مص مرکب) ترسیم خط. خط کشیدن. کشیدن خط. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خط کشی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر