معنی خطیبی کردن
6 بازدید
[ خَ کَ دَ ] (مص مرکب) خطبه خواندن. خطبه خوانی کردن. (ناظم الاطباء): پیش مغی پشت صلیبی مکن دعوی شمشیر خطیبی مکن.نظامی. || موعظه کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خطیبی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر