معنی خطیبی
6 بازدید
[ خَ طْ طی با ] (ع مص) خطبه. خطب. خواستگاری کردن زن. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). زن خواستن. (تاج المصادر بیهقی). || (اِمص) خطبه خوانی. (ناظم الاطباء).[ خَ ] (اِخ) دهی است از دهستان تراکمهٔ بخش کنگان شهرستان بوشهر. واقع در ۱۲۲هزارگزی جنوب خاوری کنگان و یکهزاروپانصدگزی شمال راه فرعی لار به گله دار. دارای ۱۳۰ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات و تنباکو و شغل اهالی زراعت و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «خطیبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر