معنی خطرگه
5 بازدید
[ خَ طَ گَ هْ ] (اِ مرکب) خطرگاه. جای آفت. جای خطر: این رایت نگون سرورخش بریده دم بر غافلان هفت خطرگه برآورید.خاقانی. به که در پای مرغ پیچم دست زین خطرگه بدین توانم رست.نظامی.
کلمات همقافیه با «خطرگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر