معنی خطرگاه
6 بازدید
[ خَ طَ ] (اِ مرکب) جای خطر. جای آفت. آفتگاه : سر برون زد ز عرش نورانی در خطرگاه سر سبحانی.نظامی. چون قدر مایه راه بنوشتند وز خطرگاه کوه بگذشتند.نظامی. کنون در خطرگاه جان آمدیم ز باران سوی ناودان آمدیم.نظامی.
کلمات همقافیه با «خطرگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر