معنی خطرناک

معنی خطرناک

5 بازدید
[ خَ طَ ] (ص مرکب) مهلک. پرخطر. هولناک. مخوف. (ناظم الاطباء). خوفناک. (آنندراج): دریغ آن شد که در نقش خطرناک مقابل میشود رخ با رخ خاک.نظامی. همان به کاندرین خاک خطرناک ز جور خاک بنشینیم بر خاک.نظامی. نشد ممکن که این خاک خطرناک بر انگشت بریده برکند خاک.نظامی. چه عذر آری تو ای خاکی تر از خاک که گویایی درین خط خطرناک.نظامی. پس چون خودی خودپرستان روند بکوی خطرناک مستان روند. سعدی (بوستان). سودای تو آتش جهانسوز هجران تو ورطهٔ خطرناک.سعدی. یکی را دل از دست رفته بود... و مطمح جایی خطرناک. (گلستان سعدی). گفتم آن نوبت اشارت من قبولت نیامد که گفتم عمل پادشاهان چون سفر دریاست خطرناک و سودمند. (گلستان سعدی). طریق عشق طریقی عجب خطرناکست نعوذ باللََّه اگر ره بمقصدی نبری. حافظ. گرچه منزل بس خطرناکست و مقصد بس بعید هیچ راهی نیست کآنرا نیست پایان غم مخور. حافظ. || باارزش. باقیمت. بااعتبار. پربها: وگر خاکم تو ای گنج خطرناک زیارت خانه ای بر ساز ازین خاک.نظامی. نبینی وقت سفتن مرد حکاک بشاگردان دهد در خطرناک.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «خطرناک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ناک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید