معنی خضرشاه
7 بازدید
[ خِ ] (اِخ) نام او صاروخان و بزمان سلطان بایزیدخان از بزرگان عثمانی بوده است و در بعد از سلطان بایزیدخان بزمان تیمور لنگ نیز مورد توجه قرار گرفت. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳).[ خِ ] (اِخ) نام او خضرشاه بن عبداللطیف منتشاوی یا منتشوی است. از فاضلان قرن نهم هجری او راست: ۱- تعلیقه بر شرح مواقف. ۲- شرح تجرید. ۳- حاشیه بر شرح هدایهٔ منلازاده. ۴- حاشیه بر مقاصدالطالبین تفتازانی. ۵- تعلیقه بر تلویح تفتازانی. (از کشف الظنون).[ خِ ضِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان. واقع در سی وسه هزارگزی جنوب باختری ماه نشان و ۶هزارگزی راه مالرو عمومی. این ده کوهستانی و سردسیر و دارای ۴۱۳ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت، گلیم و جاجیم بافی و راه آنجا مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «خضرشاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر