معنی خضراء دمن
7 بازدید
[ خَ ءِ دِ مَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) سبزه ای که بر وی سرگین روید: چشم غره شد بخضراء دمن عقل گوید بر محک ماش زن.(مثنوی).
کلمات همقافیه با «خضراء دمن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «من» برای سرودن شعر