معنی خصوصاً
7 بازدید
[ خُ ] (ع ق) بطور خصوص و علی الخصوص و بخصوص. بویژه. (ناظم الاطباء): طبع بشریت است و خصوصاً از آن ملوک که دشوار آید ایشان را دیدن کس که مستحق جایگاه ایشان باشد. (تاریخ بیهقی). و نخجیرگاهی معروف است خصوصاً کوهستان کوبنجان. (فارسنامهٔ ابن بلخی). و این احتیاط واجب آمد نگاه داشت نسل را خصوصاً نژاد پادشاهی. (فارسنامهٔ ابن بلخی). خصوصاً در شب بتقریب در محلی آن قصهٔ غلبه گرگرا عرضه داشتم. (انیس الطالبین).
کلمات همقافیه با «خصوصاً»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اً» برای سرودن شعر