معنی خشینسار
6 بازدید
[ خَ ] (اِ مرکب) نوعی از مرغابی باشد که پشت او سیاه رنگ و بر میان سر خال سپیدی دارد و او را خشین سار به جهت آن گویند که بباز سیاه رنگ می ماند چه خشین باز سیاه رنگ و سار بمعنی «مانند» باشد. (برهان قاطع): از آن کردار کو مردم رباید عقاب تیز نر باید خشین سار.دقیقی. برگهای رز چون پای خشین ساران زرگون ایدون همچون رخ بیماران. منوچهری.
کلمات همقافیه با «خشینسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر