معنی خشیف
6 بازدید
[ خَ ] (ع ص) رونده در زمین. || درآینده در چیزی. || (اِ) برف درشت و سخت. (منتهی الارب) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس). || یخ که از ناودان درآویزد. (مهذب الاسماء). || زعفران خشک. || شمشیر بران. (منتهی الارب) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «خشیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر