معنی خشیشی
7 بازدید
[ خَ ] (اِ) نوعی از پارچهٔ پوشیدنی باشد. (برهان قاطع): بجان خشیشی سنجاب ما طلب دارد یکی که باشدش از گرم و سرد دهر خبر. نظام قاری. بنگر خط غبار خشیشی که صفحه ای زان خط بهیچ کاغذ و دفتر نوشته اند. نظام قاری. گاه همچون خشیشی مواج بمثال ستارگان سماء.نظام قاری.[ خُ شَ شی ] (ص نسبی) منسوب به خشیش که نام اجدادی است. (از انساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «خشیشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر