معنی خشمه
7 بازدید
[ خَ مَ / مِ ] (اِ) اسباب و آلات سفر. (از ناظم الاطباء).[ خُ مَ ] (ع اِمص) مست گردانیدگی شراب از رسیدن بوی بخیشوم. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «خشمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر