معنی خشاو
7 بازدید
[ خِ ] (اِمص) پیرایش بستان و باغ و کشت زار از علفهای خودرو و هرزه و سنگ و خس و خاشاک آنها را برداشتن. خشاوه. (ناظم الاطباء). || پیرایش درخت از شاخه های زیادتی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خشاو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «او» برای سرودن شعر